خرید بک لینک

این که هنوز میتونه رنجم بده، هنوز میتونه بغض بیاره به گلوم، هنوز میتونه چشمامو ببنده از ترس مواجه شدن با هولناکیاش، یعنی هنوز گذشته نمرده است و نگذشته است. هنوز معلوم نیست زباله دانی ذهن من کجاست. هنوز من طرفِ ضعیفترِ این ماجرام. از بهار و تابستان دلچرکینم که سختترینهای زندگیام رو جلوی چشمم آوردند و به خورد جانم دادند و هربار و هر سال هیچ نگاه نکردند که من چقدر تلاش کردم برای سرپا ماندن و زانو نزدن.

برچسب: نویسنده: باران حیدریان تاريخ: سه شنبه 5 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:40

صفحه بندی